مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )

306

غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )

فيّاض ازل به يد قدرت ، خلعت * ( « هَلْ أَتى » ) * « 1 » بر قامت قابليتش راست نمود و تاج زرنگار * ( « إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله » ) * « 2 » بر فرق فَرْقَدان سايش نهاده ولىّ عهدى حبيب خود را صلى الله عليه و آله و سلم به دو بخشود و حبّذا ! از دين پناهى كه صيت اسلام به مسامع عالم و عالميان بانگ مسلمانى و ديار فرنگ بود و شاهد ايمان نواى هم بزمى با عنقا « 3 » و كيميا مىسرود كه دست اسد اللهى « 4 » را به بيعت رسالت پناهى پنجه ور كرده زنگ ظلام از آيينهء ايمان بزدود . امّا بعد ؛ چنين گويد آوارهء ديار بى سر و سامانى ، مهجور بهبهانى ، كه چون ديد كه حضرت مخدومى مجتهد الزّمانى علَّامى ، دام ظلَّه العالى و سالك مسالك كوى نيكنامى ، پرده گشاى چهرهء شاهد لاهوت ، و قدم فرساى بيداىِ « 5 » شهر بند جبروت ، شاهبازى كه از همّت بلند سيرش جز قلَّهء قاف عوالم خمسه نه . و بلند پروازى كه از نهمت ارجمند وقتى كه كرسى فكر در زير پاى انديشه نهد طاير خيالش بجز از همدوشىِ مرغانِ اولى اجنجهء « 6 » عالم مجرّدات و روحانيّات بال و پر نگشايد . لمؤلفه آنكه بهر درك افكار بلندش ناطقه بر فروزد فى المثل گر روغن زيت خيال

--> « 1 » انسان ( دهر ، 76 ) : 11 . « 2 » مائده ( 5 ) : 55 . « 3 » عنقا : آهنگى است از موسيقى ، نام سازى است كه گردنى دراز دارد . « 4 » در حاشيه شعرى از جامى چنين ضبط شده است : پنجه ور كن اسد اللهى را پوست بر كن دو سه روباهى را « 5 » بيدا : بيابان . « 6 » فاطر ( 35 ) : 1 .